چه خاکی گرفته اینجا! دلتنگ شده بودم...نوشتنم نمی آمد و هنوز هم...اما روزهای خوبی دارم...روزهای شادی و آفرینش...گفتم بیایم خاکی بگیرم...شاید نوشتن هم سراغم آمد...فعلا که تصویرها آرامم می کنند...
اینجا هستم...اگر کسی آمد...یعنی کسی یاد من بود و آمده بود،از آن طرف بیاید...قدمش خوش..
و همه تان را هم می خوانم...فقط زبانم باز نمی شود...شاید باز هم آمدم و نوشتم!
بوس بوس هوارتا!!!! :دی!