فرموده اند! پز بدهیم!...امر امر مطاع است!
به روحم،که با بی خیالی جلوه می کند،آزاد،مثل الهه ای که عریانی اش مایه ی شرمش نیست...آفرینش است،جریان زندگی از میان چرخ خوردن های وحشی زیبایی...ناب ناب...
به رویاهام...به سرزمینی که ملکه اش هستم...به همان زیبایی که یک دختربچه ی چهارساله می تواند باشد...
به عزیزترینم که مثل موسیقی پاک و ساده ی سازدهنی یک پسر بچه می ماند،در یک خواب خنک و سبک،در فاصله ی بی کرانه ی روز و شب...
به خانه ام...هر آن جا که دل هست...
و به دوستانم...همه ی همه شان...
*ما شادیم...و از فرط شادی در گنج خود نمی پوستیم!!!