که مردان نارنجی پوشش غمگینند،
و پدران همیشه خسته اش،قدم هایشان را،می شمارند،
در رفتن و آمدن های بیهوده.
و مادران مهربان خانه هایش،
نفس هایشان را،
در بودن های هر روزه.
کوچه ای که صدای بازی کودکانش را گم کرده است،
پشت نداشتن های مدام،
و تلخی های بی پایان.
من ساکن این کوچه ام
و تنها،نگاه می کنم،
رد بازدم هایم را،
روی شیشه ی پنجره ی سرد...
*پخش مجدد...بعد از اینکه دوتا و نصفی ماژیک راندو و چارتا مقوا خریدم و اندازه ی درآمد یه ماه یه نفرو توی یه ساعت خرج کردم...و وجدانم ده دقیقه درد گرفت...و به سرعت خوب شد...
نمی دونم چی درسته...واقعا نمی دونم ....
*و من همچنان عاشقانه هام را توی گوش بادهایی زمزمه می کنم که راه پنجره ی تو را بلدند...
میل غریبی که هر شب...
موهام،
شانه هام،
تنم،
تنم...
نگاه تو را کم دارند...
اینجا که کسی نیست،
هر شب میل غریبی با من است،که دیوانه وار،همه ی برهنگی هام،
همه ی دیوانگی هام،
همه ی عاشقانه هام،
تو را کم دارند...
تو را کم دارند...
*اینو قبلا نوشته م،حالا دوباره می ذارمش،با یه تغییر کوچیک،یا شاید خیلی بزرگ،
برای عزیز ترینم....تا همیشه ی همیشه ی همیشه...
*دوباره باز...گویی از ازل...
برای اینکه مثلا،وقتی دلتنگ می شوی،از آن دلتنگی های غریبی که می آیند و یقه ات را می گیرند و ول کن نیستند و بعد بغض می شوند بیخ گلویت ،لجباز،و از جاشان تکان نمی خورند،برش داری و نگاه اش کنی و توی دل ات پسر بچه ی بازیگوشی که چشم هاش برق می زنند،یکدفعه شروع کند به خندیدن،خنده ی پسر بچه ی باهوشی که عاشق دخترک کله شق لجبازی شده که گاهی بدجور مهربان می شود...
بعد خیال کنی که دخترک رو به روت نشسته است و با چشم هاش که کم درشت نیستند و همان قدر،دوستشان داری،زل زده است به تو،دل نگران از ناراحتی ات و خوشحال از بودن ات و منتظر نگاهت که دست هاش را بخواهی،برای نوازشی که آرامش همه ی دنیا را دارد... که بدود تا چشم هات و غرق بشود توی نورهای رقصانشان...
چشم هات را می بندی و دست های مهربان اش را حس می کنی و جریان گرم محبت اش را که از سر انگشتانش جاری می شود روی پوستت و آرام،نرم،در آغوش ات می گیرد... دخترک را حس می کنی که پخش می شود روی پوستت... با اولین تماس سرانگشتان اش همه ی دلتنگی ات دود می شود و محو... فقط تو می مانی و او ... و لبخند... لبخند تو... یا او... خوب که نگاه کنی یک نفر بیشتر نیستید... و فقط همین می ماند ... برای وقت دلتنگی ات ... که نگاه اش کنی... و ......
*بهترین بهترین من...